محمد حسن خان اعتماد السلطنه
780
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
مساجد و معابد بيرون آورده مدرّسان و طلبه و خادمان معيّن كرده آبادان ساختيم . حسن معاش دورمش از همين معلوم است . ديگر نوشته بودند ( ز تير آه مظلومان حذر كن ) اى عزيز به حضرت واجب الوجود روشن است كه هرگز راضى نيستيم و رضا نمىدهيم و در نيّت و فعل ما نيست كه بر مؤمنى از لشكريان ما نقصانى رسد اگر به غفلت و سهو واقع شده باشد كه مطلّع نباشيم به مدلول كريمهء - وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى - معاف خواهيم بود و بعد از اطّلاع اگر غوررسى نفرمائيم در ذمّت ماست . ديگر نوشته بودند ( با آل على هركه درافتاد برافتاد ) هركه مؤمن و مسلمان است و اميد نجات آخرت دارد محبّت اصحاب كبار حضرت رسول ( ص ) را از دست نمىدهد ، و حضرت امير المؤمنين علّى عليه السّلام يكى از آن مذكورانند با اولاد و امجاد ايشان مخالفت كردن در تعادل از ديانت و اسلام دور است . امّا با آن طايفه مجادله و گفتگو داريم كه مذهب و ملّت پدران خود را گذاشته تابع بدعت و ضلالت شياطين شده طريقهء حق را بر طرف كرده رفض و تشيّع اختيار نموده با وجود آنكه مىدانند رفض كفر است اين كفر را شب و روز شعار خود ساخته دم از اولادى آن بزرگوار مىزنند به مضمون كريمهء - إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ - حضرت مرتضى على ( ع ) از آن نوع فرزندان بيزار است . فرزند خوش است اگر خلفزاد * ور ناخلفى بود تلف باد فرزند لئيم طبع بدكيش * رنج پدر است و محنت خويش مخبر صادق در كلام مجيد خود خبر مىدهد كه - اذا نفخ فى الصور فلا انساب بينهم يومئذ و لا يتسائلون - در روز جزا پرسش از عمل خواهد بود از اب و نسب نخواهد بود . ديگر ايشان كه دعوى فرزندى و محبّت على مرتضى ( ع ) مىكنند از دو بيرون نيست يا فرزند آن بزرگوار هستند يا نيستند . اگر نيستند چون دعوى فرزندى مىكنند و حضرت پيغمبر ( ص ) فرمود هركس پدر كس را گويد پدر من است و پدر او نباشد آنكس به بهشت درنمىآيد و اگر فرزند مرتضى على عليه السّلام هستند آن بزرگوار كدام مرده را از گور بيرون آورده سوختهاند و چند كس را ريش و ابرو تراشيده در گوش او حلقه انداخته خليفهء اسلام ساخت . كدام ناپاك بىنماز فحشگو كه در